یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

یسنا گلی

الهی من فدای تو

سلام قشنگ مامان قربونت برم که روز به روز شیرین زبونتر میشی و شعرای قشنگ یاد میگیری خاله عاطی و به قول تو عاطفه بزرگه   (آخه به اون یکی خاله ات میگی عاطفه کوچیکه) یه شعر تازگیا یادت داده که تو جیگمل خانوم هم زود یادش گرفتی و اینقدر باحال میخونیش که دل همه واست ضعف میره و میخوان قورتت بدن وقتی اینو میخونی. شعری که  خاله یادت داده اینه: الهی من فدای تو چیکار کنم برای تو اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو که تو به جای بیابونا میگی خیابونا وایییییی اینقدر اینارو باحال میگی که من بعد خوندن این شعر اینقدر بوست میکنم که فرار میکنی و میگی اههههههههههه ولم کن دیگه  و من بیشتر بوست م...
14 تير 1391

حسین مهمون یسنا شد

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی هر روز که میگذره تو شیطنت هات بیشتر میشه و آتیش سوزوندن هات چند برار   دیروز صبح من ساعت ٤.٣٥ واسه نماز صبح بیدار شدم و تو هم نمیدونم چی شد که بیدار شدی و دیگه لالا نکردی  و من هر چی نشون دادم که خوابم و صداتو نمیشنوم  فایده نداشت و تو خوابت نبرد  حدود ٥.٣٠ بود که بلند شدی و گفتی صبحانه میخوام منم  بلند شدم و واست صبحانه آماده کردم و واسه بابایی هم که داشت میرفت ماموریت یه ساندویچ درست کردیممممم تا ببره و توی راه بخوره بعد رفتن بابایی تقریبا ساعتای ٦ بود که باز دلت هوای کارتون کرد و منم مجبور شدم باز بزنم پرشین تون این روزا از بس پرشین تون نگاه میکنی دیگه اسم کارتون میاد حال...
12 تير 1391

یسنا جونمممم و پارک

سلام جیگملممممممممم خداروشکر حالت خیلی بهتره و تقریبا دیگه داری خوب میشییییییی نفسم عصر سه شنبه با خاله عاطی و خاله عارفه و خاله فاطمه(دختر عموم) رفتیم پارک و تو کلی بازی کردی و خوش گذروندی و طبق معمول فقط رفتی سرسره بازی و استخر توپ. نمیدونم چرا ولی اصلا از تاب بازی خوشت نمیاد و نمیخوای حتی امتحانش کنی تو استخر توپ با یه نی نی دوست شدی که از خودت بزرگتر بود و همش مراقبت بود تا نی نی های دیگه خودشونو روت پرت نکنن  تو هم که از خدا خواسته خودتو پرت میکردی وسط توپ ها و حتی دیگه حاضر نبودی از جات بلند شی  فقط دستتو میگرفتی بالا و اون بیچاره باید میومد و بغلت میکرد و دوباره روز از نو و روزی از نو هر چی هم میگفتم که یسنا جونم...
8 تير 1391

سرما خوردگی یسناااااااااااااااااا

سلام عزیز دل مامان هر چی دوست ندارم از مریض شدنت و بی حالیهای تو بنویسم اما اینقدر پشت هم مریض میشی که دیگه نمیدونم چیکار کنم عصر شنبه با خاله عاطی رفتیم خونه خاله میترا اینا و بابای و بابا جون اینا هم بعد ما اومدن اونجا.  و بعد اونها هم خاله ژیلا اینا اومدن و تو حسابی بهت خوش گذشت و کلی بازی کردی اونشب خونه خاله میترا اینا یه کوچولو سرد بود چون کولر روشن بود ، فضای خونه سرد شده بود.و تو خوشمل خانوم هم از بس بدو بدو میکردی  احتمالا بدنت عرق کرده بود و تو اون هوا سرما خوردییییییی البته شب وقتی اومدیم خونه طوریت نبود و فقط گفتی که خسته ای و هنوز اولای قصه بودیم که  زود لالا کردی نصفه های شب بود که من اتفاقی دست...
6 تير 1391

یسنا جون و هفته ای که گذشت

سلام جیگمل مامان خیلی وقته که نیومدم و واست ننوشتم .باید ببخشی نفسمممم آخه نمیدونم چرا و چی شده که این روزا تنبل شدم و حس نوشتن ندارم امروز تا جایی بتونم واست اتفاقات این چند وقت را مینویسم قربونت برم هفته گذشته نه حال تو خوب بود و نه حال من.اما خداروشکر هردوتامون خوب شدیم در ضمن از شنبه هفته قبل هر روز عصر خونه همسایه باباجونی دعا بود و من و تو هم با مامان جونی و باباجونی میرفتیم و امروز روز آخر هستش و تو از فردا کلی غصه میخوری که دیگه نمیریم آخه کلی دوست تو این دو هفته پیدا کردی و هر روز اونجا باهاشون بازی میکنی و کلی بهت خوش میگذره.   بقیه در ادامه مطلب...... جمعه گذشته هم طبق معمول اکثر جمعه ها و تعطیلی ها رفتیم جو...
1 تير 1391

باباجونی تولدت مبارککککککککککککککک

امروزیعنی اول تیر ماه تولد بهترین باباجون دنیا هستش. باباجونیییییییی تولدت مبارک مبارک امیدواریم 120 سال زنده باشین و سایتون بالای سر ما باشه. دوست داری باباجونیییییییی تولدت مبارکککککککککککککک   ...
1 تير 1391

عکس عکس عکس

سلام جوجوی مامان بالاخره تنبلی را کنار گذاشتم و عکساتو کم حجم کردم و آماده کردم تا بزارمت واست تو وبلاگت   بقیه عکسها در ادامه مطلب......   یسنا خونه بابا جون(بغل باباجون) وسط باغچه     فدای تو بشم من یسنا جونممممممممممممم   این عکسیه که واسه مامان جون ها بزرگ کردیمش موش موشی مامان اینجا گلهارو گرفتی تو دستت میخوای بریزی تو حوض.منتظر مجوزی عزیز دلمییییییییییییییییییی ژشت گرفتنت منو کشته   ای جانم با این ژستات ...
21 خرداد 1391

عکسسسسسسسسسسسسسسسسس

سلام شیطون بلای مامان بالاخره عکسهای پارک رفتن و باغ باباجان اینا رو آماده کردم تا واست بزارمشون هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا     بقیه عکسها در ادامه مطلب.......    یسنا به لطف بابایی مجوز گرفت خودش از پله های  سرسره بره بالا                                                   یسنا و استخر توپپ...
21 خرداد 1391

یه دسته گل جدیددددددددددددد

سلام شیطون بلای مامان   نمیدونم کی شیطنتات تموم میشه و دیگه هر روز هر ساعت سر خودت یه بلایی نمیاری چند روز قبل داشتی مثل همیشه بازی میکردی و میدویدی که طبق معمول خدا میدونه حواست کجا بود و تو کدوم عالم سیر وسیاحت میکردی که کمد میز کامپیوتر را ندیدی و با صورت رفتی توی میزززززززز واییییییییی اون لحظه  دستام بی حس شده بود حتی جرات نداشتم نگات کنم که ببینم چی شدی؟ بعد چند لحظه نگاه کردم تو صورتت و دیدم که واییییییییی خدا گوشه لب پایینت یه شکاف برداشته و داره خون میاد تو هم داشتی گریه میکردی اشکات رسیدن بهش و رفتن توی زخمت و بدتر شدی و همش میگفتی میسوزهههههههههههه و داد و گریه ادامه داشت اینقدر بوست کردم و نازتو خریدم ت...
21 خرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد